شمس الدين محمد بن محمود آملي
233
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
معده خدمت كار معتمد بود . كليه برادران باشند . پهلو زن بود . دل تدبير كننده كار بود پشت كسى بود كه استظهار به دو باشد و چيزى كه اعتماد بر آن دارد ذكر شرف مرد بود و افزونى كه در آن باشد صفت و شرف او بود و نقصان بضد آن و اگر بيند كه ذكر او بسيار شد فرزندان او زياد شوند و اگر ذكر خود را بريده بينند يا فرزندى را وفات رسد يا از عمل معزول ماند . و اگر زنى بيند كه او را ذكر به هم رسد اگر آبستن باشد پسر زايد و آن پسر مهترى يابد و اگر آبستن نباشد هرگز بار نگيرد و خصيه دختر بود يا زيادتى قوت و اگر خويش راد به بيند از مردمان به رنج رسد . فرج در خواب غم بود اگر مردى به جاى ذكر خود فرج بيند در كار خود ضعيف گردد . و اگر با ذكر فرج بيند از همهء غمها فرج يابد . موى زهار چون اندك بيند مال حلال بود موى بسيار مال حرام . ران خويشان زن باشند زانو اگر قوى باشد زيادتى قدرت بود در طلب معيشت و اگر ضعيف بيند ضعف برد در آن . ساق عمر و معيشت بود هر چند آن را قويتر و درازتر بيند عمر درازتر بود و اسباب معيشت ساختهتر و ضعف و خلل به عكس اين . كعب فرزندى مقامر بود اگر كعب خود را افتاده يا شكسته بيند در رنجى و مصيبتى افتد . قدم زينت و مال و معتمد او باشد در كارها انگشتان پاى دختران و كنيزان و غلامان باشند و موى بر قدم و كف دست وام و انديشه باشد و بر ساق همچنين چون از اندازه بيرون باشد . عروق و اعصاب فراهم آورندكان كارهاى مردم باشد . و تاليف كنندگان مصالح خون مال حرام باشد كه اعتماد معيشت بر آن دارند اگر بيند كه در خون خود مىغلطد در ميان نعمت افتد و اگر در جامعه خود خون بيند و نداند كه از كجاست به روى دروغ گويند . و اگر بيند كه خون كسى مىخورد مال حرام يابد و از گناهى باز ايستد و